صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز
کجاست بلبل خوشگوی؟ گو برآر آواز!
۱چه حلقهها که زدم بر در دل از سر سوز
به بوی روز وصال تو در شبان دراز
۲دلا! ز هجر مکن ناله، زان که در عالم
غم است و شادی و خار و گل و نشیب و فراز
۳شبی وصال سحرگه ز بخت خواستهام
که با تو شرح سرانجام خود کنم آغاز
۴به هیچ در نروم بعد از این ز حضرت دوست
چو کعبه یافتم آیم ز بتپرستی باز
۵ز طرهٔ تو پریشانی دلم شد فاش
ز مشک نیست غریب آری ار بود غماز
۶هزار دیده به روی تو ناظرند و تو خود
نظر به روی کسی بر نمیکنی از ناز
۷امید قد تو میداشتم ز بخت بلند
نسیم زلف تو میخواستم ز عمر دراز
۸غبار خاطر ما چشم خصم کور کند
تو رخ به خاک نه ای حافظ و بر آر نماز
۹