اشعار منتسب

شمارهٔ ۱۵ حافظ

شاعر
حافظ
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

منسوب به شاعرانتساب این شعر به شاعر قطعی نیست.

به جد و جهد چو کاری نمی‌رود از پیش

به کردگار رها کرده به مصالح خویش

۱

به پادشاهی عالم فرو نیارد سر

اگر ز سِرِّ قناعت خبر شود درویش

۲

بنوش باده که قَسّام صُنع قسمت کرد

در آفرینش از انواعِ نوشدارو نیش

۳

ز سنگ تفرقه خواهی که منحنی نشوی

مشو بسان ترازو تو در پی کم و بیش

۴

ریا حلال شمارند و جام باده حرام

زهی طریقت و ملت زهی شریعت و کیش

۵

ریای زاهد سالوس جان من فرسود

قدح بیار و بنه مرهمی بر این دل ریش

۶

به دلربائی اگر خود سرآمدی چه عجب

که نور حُسن تو بود از اساس عالم پیش

۷

دهان نیک تو دلخواه جان حافظ شد

به جان بُوَد خطرم زین دل محال‌اندیش

۸

واژگان دشوار

طریقت
راه و روش سلوک عرفانی.
زاهد
پارسا؛ کسی که از لذت‌های دنیا پرهیز می‌کند. در شعر حافظ گاه با نگاه انتقادی آمده است.

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـیش۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. پیشخویش
  2. سردرویش
  3. کردنیش
  4. نشویبیش
  5. حرامکیش
  6. فرسودریش
  7. عجبپیش
  8. شدمحال‌اندیش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

فال حافظ

با نیت دل، از دیوان فال بگیرید

نیت کنید و بگذارید دیوان حافظ برای شما یک غزل بگشاید.

نیت کن و فال بگیر

دربارهٔ حافظ

۶۹۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ اشعار منتسب (۱۱۸ شعر) قرار دارد.