از ما بگو سلامی آن ترک تند خو را
کاتش زد از نگاهی یک شهر آرزو را
۱این نکته را شناسد آندل که دردمند است
من گرچه توبه گفتم نشکسته ام سبو را
۲ای بلبل از وفایش صد بار با تو گفتم
تو در کنار گیری باز این رمیده بو را
۳رمز حیات جوئی جز در تپش نیابی
در قلزم آرمیدن ننگ است آب جو را
۴شادم که عاشقان را سوز دوام دادی
درمان نیافریدی آزار جستجو را
۵گفتی مجو وصالم بالا تر از خیالم
عذر نو آفریدی اشک بهانه جو را
۶از ناله بر گلستان آشوب محشر آور
تا دم به سینه پیچد مگذار های و هو را
۷