بی پشت بود بادهٔ سر جوش زندگی
آب خضر بگیرم و در ساغر افکنم
۲از منت خضر نتوان کرد سینه داغ
آب از جگر بگیرم و در ساغر افکنم
۴«تا باده تلخ تر شود و سینه ریش تر
بگدازم آبگینه و در ساغر افکنم»
۶آمیزشی کجا گهر پاک او کجا
از تاک باده گیرم و در ساغر افکنم
۸