بر جهان دل من تاختنش را نگرید
کشتن و سوختن و ساختنش را نگرید
۱روشن از پرتو آن ماه دلی نیست که نیست
با هزار آینه پرداختنش را نگرید
۲آنکه یکدست برد ملک سلیمانی چند
با فقیران دو جهان باختنش را نگرید
۳آنکه شبخون بدل و دیدهٔ دانایان ریخت
پیش نادان سپر انداختنش را نگرید
۴