فرصت کشمکش مده این دل بی قرار را
یک دو شکن زیاده کن گیسوی تابدار را
۱از تو درون سینه ام برق تجلئی که من
با مه و مهر داده ام تلخی انتظار را
۲ذوق حضور در جهان رسم صنم گری نهاد
عشق فریب می دهد جان امیدوار را
۳تا بفراغ خاطری نغمهٔ تازه ئی زنم
باز به مرغزار ده طایر مرغزار را
۴طبع بلند داده ئی بند ز پای من گشای
تا به پلاس تو دهم خلعت شهریار را
۵تیشه اگر بسنگ زد این چه مقام گفتگوست
عشق بدوش می کشد این همه کوهسار را
۶