خیال من به تماشای آسمان بود است
بدوش ماه به آغوش کهکشان بود است
۱گمان مبر که همین خاکدان نشیمن ماست
که هر ستاره جهان است یا جهان بود است
۲به چشم مور فرومایه آشکار آید
هزار نکته که از چشم ما نهان بود است
۳زمین به پشت خود الوند و بیستون دارد
غبار ماست که بر دوش او گران بود است
۴ز داغ لالهٔ خونین پیاله می بینم
که این گسسته نفس صاحب فغان بود است
۵