خواجه از خون رگ مزدور سازد لعل ناب
از جفای دهخدایان کشت دهقانان خراب
۱شیخ شهر از رشته تسبیح صد مؤمن به دام
کافران سادهدل را برهمن زنار تاب
۳میر و سلطان نردباز و کعبتین شان دغل
جان محکومان ز تن بردند محکومان به خواب
۵واعظ اندر مسجد و فرزند او در مدرسه
آن به پیری کودکی این پیر در عهد شباب
۷ای مسلمانان فغان از فتنههای علم و فن
اهرمن اندر جهان ارزان و یزدان دیریاب
۹انقلاب!
انقلاب ای انقلاب
۱۰شوخی باطل نگر اندر کمین حق نشست
شبپر از کوری شبیخونی زند بر آفتاب
۱۱انقلاب!
انقلاب ای انقلاب
۱۲در کلیسا ابنمریم را به دار آویختند
مصطفی از کعبه هجرت کرده با امالکتاب
۱۳انقلاب!
انقلاب ای انقلاب
۱۴من درون شیشههای عصر حاضر دیدهام
آنچنان زهری که از وی مارها در پیچ و تاب
۱۵انقلاب!
انقلاب ای انقلاب
۱۶با ضعیفان گاه نیروی پلنگان میدهند
شعلهای شاید برون آید ز فانوس حباب
۱۷انقلاب!
انقلاب ای انقلاب
۱۸