اشعار دیگر

شمارهٔ ۴ - عاقبت ضعیفی ایرج میرزا

قالب
قطعه

قصه شنیدم که بوالعلا به همه عمر

لحم نخورد و ذوات لحم نیازرد

۱

در مرض موت با اجازهٔ دستور

خادم او جوجه‌با به محضر او برد

۲

خواجه چو آن طیر کشته دید برابر

اشک تحسّر ز هر دو دیده بیفشرد

۳

گفت چرا ماکیان شدی نشدی شیر

تا نتواند کَسَت به خون کشد و خورد

۴

مرگ برای ضعیف امر طبیعی‌ست

هر قوی اول ضعیف گشت و سپس مرد

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـرد۵ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. عمرنیازرد
  2. دستوربرد
  3. برابربیفشرد
  4. شیرخورد
  5. طبیعی‌ستمرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ ایرج میرزا

۲۲۶ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ اشعار دیگر (۵ شعر) قرار دارد.