صبحدم کاین مرغ گیهان آشیان
بال بگشاید فراز کوهسار
۱پنجه و منقار نورافشان او
پرده شب را نماید تار و مار
۲در چمن پروانه عاشق منش
آن گل جان دار خوش نقش و نگار
۳از غلاف پیرهن آید برون
پیرهن بر تن درد از عشق یار
۴بر پرد زین گل به آن گل شادمان
بوسد این را غبغب و آن را عذار
۵همچنان آن طفلک شیرین زبان
در لطافت آمده چون گل به بار
۷سالم و سرخ و سفید و چاق و گرد
با دو چشم چون ستاره نوربار
۸همچو گوهر کز صدف آید برون
آید از شادیچه بیرون شادخوار
۹بنگرد بر گلبنان خانگی
بال بگشاید همی پروانه وار
۱۰دست مادر بوسد و روی پدر
این در آغوشش کشد آن در کنار
۱۱