دفتر اول

بخش ۱۴۱ - تتمه سخن جامی

شاعر
جامی
مجموعه
دفتر اول
قالب
مثنوی
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چون یکی لحظه گفت و گو کردند

هر فتوحی که بود آوردند

۱

شیخ مالید دست و پیش نشست

برد اول به نان و حلوا دست

۲

پاره ای خورد و پاره ای بگذاشت

پاره ای بخش غایبان برداشت

۳

نقل و خرما به دست خود سره کرد

نامزد از برای شبچره کرد

۴

بهر اهل فتوح فاتحه خواند

وز پی فاتحه معارف راند

۵

گاه تفسیر گفت و گاه حدیث

گاه تسویل های دیو خبیث

۶

یک زمان از سخن نیارامید

تا به نقل مشایخ انجامید

۷

گاهی از شیخ خویش راند سخن

گاهی از شیخ شیخ پیر کهن

۸

از کرامات آن دقایق خواند

وز مقامات این حقایق راند

۹

سخنان گفت جمله پخته و نغز

لیک از پوست پی نبرد به مغز

۱۰

چون تو باشی ز ذوق حال تهی

ذوق و حال کسان چه شرح دهی

۱۱

خواجه را هیچ نی چه سود فغان

که فلان داشت این و بهمان آن

۱۲

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ دفتر اول (۱۷۷ شعر) قرار دارد.