دفتر اول

بخش ۵۳ - مخاطبة مع المکاشفین بسر القدر جامی

شاعر
جامی
مجموعه
دفتر اول
قالب
مثنوی
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای مکاشف شده به سر قدر

پرده جد و اجتهاد مدر

۱

بگذار از خویش و در خدای گریز

بگسل از خویش و در خدای آویز

۲

گرچه تو ز اختیار مأموری

لیک در اختیار مجبوری

۳

بین درین کارگاه وهم و خیال

خویش را در مجاری افعال

۴

قالبی ز اختیار خود عاری

گشته افعال حق بر او جاری

۵

هر چه جاری شود بر او ز افعال

بنگر کز دو نیست بیرون حال

۶

یا ز اسباب قرب رضوان است

یا ز آثار بعد و خذلان است

۷

گر ز قسم نخست باشد کار

نعمت حق شمار و شکرگزار

۸

اذ من الشکر عم آلاؤه

و من الشکر دام نعماؤه

۹

شکر باشد کلید گنج مزید

گنج خواهی مده ز دست کلید

۱۰

ور ز قسم دوم بود کارت

شمر از نفس زشت کردارت

۱۱

جرم و عصیان به سوی خویش افکن

سر شرمندگی به پیش افکن

۱۲

معذرت پیشه گیر و استغفار

عجز و فقر و شکستگی پیش آر

۱۳

کای خدا بنده گنهکارم

گرد خود کوهها گنه دارم

۱۴

نیست غیر از تو عذر خواه تو کس

عذر من عفو کرده و کاه تو بس

۱۵

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ دفتر اول (۱۷۷ شعر) قرار دارد.