دفتر دوم

بخش ۲۳ - حکایت بر سبیل تمثیل جامی

شاعر
جامی
مجموعه
دفتر دوم
قالب
مثنوی
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

هوشمندی بدید مجنون را

آن ز فرمان عقل بیرون را

۱

گه به ویرانه ای همی گردید

گریه می کرد و زار می نالید

۲

گاه چون سایه با زمین هموار

اوفتادی به پای هر دیوار

۳

گه فکندی چو آفتاب سپهر

خویشتن را به صحنش از سر مهر

۴

گه به مژگانش آستان رفتی

چون سگان سر بر آستان خفتی

۵

گفت با او حریف فرزانه

که تو را این همه بدین خانه

۶

مهر ورزی و چاپلوسی چیست

خاکروبی و خاکبوسی چیست

۷

نیست نقش بتی به دیوارش

چه بری سجده بر همن وارش

۸

از خس و خار او چه می جویی

زان نرسته گلی چه می بویی

۹

گفت خامش که این مقام کسیست

که به هر موی من ازو هوسیست

۱۰

قصه کوته نشیمن لیلی ست

که ز هر ذره ام به او میلیست

۱۱

نیست اینجا گشاده هیچ دری

که نبوده بر آن درش گذری

۱۲

نیست اینجا ستاده دیواری

که به پشتش نسوده یکباری

۱۳

نیست اینجا ز گل دمیده خسی

که نه دامن بر آن کشیده بسی

۱۴

هر چه من می کنم به بوی ویست

اضطرابی ز آرزوی ویست

۱۵

عشقبازی به منزل یاران

نیست جز شیوه وفاداران

۱۶

سنگدل آن که چون به منزل یار

بگذرد نگذرد ز هوش و قرار

۱۷

بی قراری و بیخودی نکند

ترک سامان و بخردی نکند

۱۸

نکند داستان شوق آغاز

با در و بام او نگوید راز

۱۹

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ دفتر دوم (۷۷ شعر) قرار دارد.