دفتر دوم

بخش ۲۶ - حکایت بر سبیل تمثیل جامی

شاعر
جامی
مجموعه
دفتر دوم
قالب
مثنوی
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قطره ای از تموج دریا

در زمستان فتاد بر صحرا

۱

خویش را منجمد ز شدت برد

هستی مستقل توهم کرد

۲

لیکن از هر کسی و هر جایی

می شنید اینکه هست دریای

۳

کرد از موج و شبنم و باران

بر وجودش اقامت برهان

۴

گرچه از روی عقل برهان گفت

بود صد شک درون جانش نهفت

۵

آری از سنگلاخ وهم و خیال

کس نرسته به پای استدلال

۶

فلسفی عمرها نهاد اساس

دانش خویش را ز فکر و قیاس

۷

به کف از بهر وزن کردن آن

از قوانین منطقش میزان

۸

تا شناسد صحیح را ز سقیم

باز داند ولود را ز عقیم

۹

کرد بسیاری از علوم و فنون

حاصل خویشتن به این قانون

۱۰

ظن او آنکه از گمان رسته ست

همه در بار خود یقین بسته ست

۱۱

لیکن آندم که بار بگشاید

جز متاع گمان برون ناید

۱۲

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ دفتر دوم (۷۷ شعر) قرار دارد.