سلامان و ابسال

بخش ۲۲ - حکایت آن اعرابی که بر فرزندان خود نام سباع درنده نهاده بود و بر خدمتگاران نام بهایم چرنده جامی

شاعر
جامی
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آن مسافر بهر دولت یابیی

ماند شب در خانه اعرابیی

۱

جمله فرزندانش از خرد و بزرگ

یافت همنام ددان چون شیر و گرگ

۲

هر که بود از خادمانش یکسره

گوسفندش نام بودی یا بره

۳

گفت با او کای سپهدار عرب

آیدم زین نامها امشب عجب

۴

گفت فرزندان که در خیل منند

مستعد از بهر قهر دشمنند

۵

خادمان از بهر خدمتگاریند

متصل در شغل مهمانداریند

۶

گرگ باید قهر دشمن را و شیر

تا بود بر کشتن دشمن دلیر

۷

بهر خدمت بره به یا گوسفند

تا ز فعل او نیابد کس گزند

۸

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ سلامان و ابسال (۷۶ شعر) قرار دارد.