بخش

روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات) جامی

این بخش از «بهارستان» جامی است و ۲۲ مورد منتشرشده دارد.

مورد منتشرشده
۲۲
صفحه
۲

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۲۲ مورد · نمایش ۱۷ تا ۲۲)

  1. ۱۷بخش ۱۷میشی از جویی بجست، دنبه وی بالا افتاد. بز بخندید که عورت تو را دیدم! میش روی باز پس کرد که ای بی انصاف من سالها عورت تو را برهنه دیدم و…خواندن شعر ‹
  2. ۱۸بخش ۱۸گاوی بر گله خود سالار بود و در میانه گاوان به قوت سرو نامدار. چون گرگ بر ایشان زور آوردی آفت وی را به زخم سرو از ایشان دور کردی، نگاه دست…خواندن شعر ‹
  3. ۱۹بخش ۱۹اشتری و درازگوشی همراه می رفتند. به کنار جوی بزرگی رسیدند. اول اشتر در آمد چون به میان جوی رسید آب تا شکم وی برآمد. درازگوش را آواز داد که…خواندن شعر ‹
  4. ۲۰بخش ۲۰طاووسی و زاغی در صحن باغی فراهم رسیدند و عیب و هنر یکدیگر را دیدند. طاووس با زاغ گفت: این موزهٔ سرخ که در پای توست لایق اطلس زرکش و دیبای…خواندن شعر ‹
  5. ۲۱بخش ۲۱روباهی به‌چنگ کفتاری گرفتار شد؛ دندان طمع در وی محکم کرد. روباه فریاد برآورد که «ای شیر بیشه زورمندی و ای پلنگ قله سربلندی! بر عجز و شکستگی…خواندن شعر ‹
  6. ۲۲بخش ۲۲شکالی خروسی را در خواب سحر بگرفت، فریاد برداشت که من مونس بیدارانم و مؤذن شب‌زنده‌داران‌، از کشتن من بپرهیز و خون مرا به تیغ تعدی مریز،خواندن شعر ‹