برتر آمد در علو این منزل از چرخ برین
نیست با این منزلت یک خانه در روی زمین
۱بس که طرح و وضع شیرین آمده ست این خانه را
همچو بیت نحل پنداری پر است از انگبین
۲هست طاق غرفه اش ابرو و شه در وی چو چشم
نیست خوبان جهان را چشم و ابرویی چنین
۳شاه بیت نظم عالم خوانمش ور بشنود
جان فردوسی ز خلد این نکته گوید آفرین
۴نقشبندان روی در دیوار آرند ار رسد
نسخه ای از نقش های روی دیوارش به چین
۵بوی اگر بردی ز رنگ آمیزی نقاش او
خامه از مژگان و رنگ از چهره دادی حور عین
۶مختصر سازم سخن زیرا محل بس نازک است
هست برج سعد و خورشیدی در او مسند نشین
۷آفتاب آسمان سلطنت سلطان حسین
کز فروغ اوست روشن عرصه دنیا و دین
۸بانی کاخ جهانبانی کز آغاز وجود
ذات او مقصود بود از امتزاج ماء و طین
۹مهر انور کز طلوعش گردد انجم ناپدید
گرد بام قصر قدرش مرغی آمد دانه چین
۱۰پاسبان از کنگر ایوانش ار بیند به زیر
شرفه های سدره را بیند کم از اسنان سین
۱۱یک نگین از خاتمش فیروزه چرخ است و هست
خاتمش را قاف تا قاف جهان زیر نگین
۱۲عدل او تا بست دست ظالم را دیگر نشد
رنجه مویی بر گوزن از پنجه شیر عرین
۱۳فتنه ایام را سدی ست تیغ او سدید
حوزه اسلام را حصنی ست حفظ او حصین
۱۴چون گذر بر روضه لطفش کنند اهل نیاز
با هزاران آرزو و آز خانهاشان قرین
۱۵آید از گلهاش بوی هذه «جنات عدن »
خیزد از مرغانش بانگ «فادخلوها خالدین »
۱۶مهر او در شاهد و غایب اثر کرد آنچنان
کز رحم آید جنین داغ ولایش بر جبین
۱۷تا بنای ملک را زیر سپهر بی ستون
غیر عدل و راستی نبود ستون راستین
۱۸از ستون عدل او بادا بنای ملک راست
وین دعا را باد آمین از دم روح الامین
۱۹