غزلیات

شمارهٔ ۷۳۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای ز خورشید رخت تا ماه بعد المشرقین

اهل بینش را تماشای جمالت فرض عین

۱

روی تو چون مه عیان سر دهانت بس نهان

در میان این و آن موی میانت بین بین

۲

سبحه در گردن عصا در کف مصلا بر کتف

پای تا سر شیخ شهرت جوی ما شید است و شین

۳

استخوانم شد ز غم صد پاره و هر پاره ای

زان مقامر پیشه دارد داغهای چون کعبتین

۴

جان که از لب دادیم بستان به تیغ از من مباد

کز جهان بندم ز عشقت رخت ادا ناکرده دین

۵

صوفی این دلق ملمع صرف وجه باده کن

در لباس صورت از رندان نشاید زیب و زین

۶

عزم مسجد کردم از میخانه پیر میفروش

گفت یار اینجاست جامی این تمشی این این

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـین۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. المشرقینعین
  2. نهانبین
  3. کتفشین
  4. ایکعبتین
  5. مباددین
  6. کنزین
  7. میفروشاین

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.