غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بس که در جان فگار و چشم بیدارم تویی

هر که پیدا می شود از دور پندارم تویی

۱

آن که جان می بازد و سر درنمی آری منم

وان که خون می ریزد و سر برنمی آرم تویی

۲

گر تلف شد جان چه باک این بس که جانان منی

ور ز کف شد دل چه غم این بس که دلدارم تویی

۳

گرچه صد خواری رسد هر دم ز دست غم مرا

من چه غم دارم عزیز من که غمخوارم تویی

۴

روز را دریوزه نور از شب تار من است

تا به آن روی چو مه شمع شب تارم تویی

۵

با که گویم درد خود یا رب درین شب های غم

آگه از صبر کم و اندوه بسیارم تویی

۶

گرچه نستانی به هیچم بر سر بازار وصل

خودفروشی بین که می گویم خریدارم تویی

۷

گفته ای یار توام جامی مجو یار دگر

من بسی بی یار خواهم بود اگر یارم تویی

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: توییقافیه: ـارم۷ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. توییتویی
  2. منمتویی
  3. منیتویی
  4. مراتویی
  5. استتویی
  6. غمتویی
  7. وصلتویی
  8. دگرتویی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.