غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

تارک درویش تارک فارغ از تاج زر است

کمترین ترک از کلاه تارکش ترک سر است

۱

کی مکمل گردد از ترک دو عالم آن کلاه

زانکه ترک دیدن آن ترک ترکی دیگر است

۲

سخره نفس بهیمی را نزیبد تاج فقر

سر که هست افسار را درخور نه جای افسر است

۳

زن بود کز زرد کند زیور برای دست خویش

دست مردان را همین افشاندن زر زیور است

۴

تا نماید رو مریدان را چو خامه راه راست

پیر را از اشک بر رو تارها چون مسطر است

۵

بر امید گنج کاخ عمر خود ویران مکن

کانچه خوانی گنج نامه نقش پشت اژدر است

۶

پیر خواهد نقد عمر گم شده در خاک جست

کز پی غربال کرده قامت خود چنبر است

۷

ذوق بخشد سامعان را آه چون خیزد ز سوز

عود باشد حاضران را دود کان از مجمر است

۸

حرف وحدت را مدار امید جامی چون تو را

روی دل پر خط گوناگون چو پشت دفتر است

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـر۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. کلاهاست
  3. فقراست
  4. خویشاست
  5. راستاست
  6. مکناست
  7. جستاست
  8. سوزاست
  9. رااست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.