بگذر از توبه و تقوی که همه پندار است
در پی مطرب و می باش که کار این کار است
۱صف زده دردکشان پیش در میکده اند
زاهد صومعه را وقت پس دیوار است
۲رشته سبحه که از گوهر اخلاص تهی ست
مهرهاش گرچه هزار است کم از زنار است
۳محتسب را که نهد پا ز حد شرع برون
مردم آزار چه گویی که خدا آزار است
۴جز به تجرید منه پا که درین راه دراز
سوزنی در قدم همت عیسی خار است
۵هر چه بر فرق تو بار است اگر مرد رهی
بنه از سر که نه مردی به سر و دستار است
۶دلق و سجاده جامی نه پی زرق و ریاست
هر چه دارد همه بهر گرو خمار است
۷