غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یار رفت از دیده لیکن روز و شب در خاطر است

گر به صورت غایب است اما به معنی حاضر است

۱

عاشق اندر ظاهر و باطن نبیند غیر دوست

پیش اهل باطن این معنی که گفتم ظاهر است

۲

در حضور دوست هر جانب نظر کردن خطاست

یک زمان حاضر نشین ای دل که جانان ناظر است

۳

خاطرم خوش نیست هرگز جز به زیر بار عشق

پیش عاشق هر چه جز عشق است بار خاطر است

۴

عاشق درویش تا دانست ذوق صبر و شکر

بر جفاهای تو صابر وز بلاها شاکر است

۵

آن دهان را سر غیب الغیب دان کز شرح آن

هم اشارت مانده عاجز هم عبارت قاصر است

۶

آن پریرو را به افسون سخن تسخیر کرد

زان سبب گویند شاعر نیست جامی ساحر است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـر۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. دوستاست
  3. خطاستاست
  4. عشقاست
  5. شکراست
  6. آناست
  7. کرداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.