قصاید

شمارهٔ ۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
قصاید
قالب
قصیده
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حبذا قصری که ایوانش ز کیوان برتر است

قبه والای او بالای چرخ اخضر است

۱

سرکشیده ست آنچنان بالا که گویی چرخ را

کنگر اطراف بامش شرفه های افسر است

۲

کعبه از سنگ است و هر سنگی که در بنیاد اوست

کعبه آسا مقبلان را قبله گاهی دیگر است

۳

چرخ بر معمار او گاه عمارت عرضه کرد

خشت مهر و مه که این از سیم ناب آن از زر است

۴

گفت خشت سیم و زر اینجا نمی ارزد به هیچ

بر زمین افکن که فرش ساحتش را در خور است

۵

گل که بهر آجرش دست قضا تخمیر کرد

خاکش از خلد برین آبش ز حوض کوثر است

۶

بهر استاد مقرنس کار او هر بامداد

گج سرشته مهر ز اسفیداج صبح انور است

۷

شاخ و برگ نقش های صفحه دیوار او

در علو منزلت با شاخ طوبی همسر است

۸

زانچه فاضل مانده از نقاش رنگ آمیز او

یک سفال لاجورد این گنبد نیلوفر است

۹

شب ز نور شمسه او ذره در چشم ضریر

ز آفتاب چاشت بر اهل بصر روشن تر است

۱۰

می کنم دعوی که هست افزون ز عالم فسحتش

گرچه طول و عرض عالم کشور اندر کشور است

۱۱

حجتم این بس که آن شاهی که در عالم ز جاه

می نگنجد در حریمش مهد عزت گستر است

۱۲

شاه ابوالغازی معز ملک و دین سلطان حسین

کز سرابستان جاهش نه فلک یک منظر است

۱۳

سقف قصرش با ملمع نقش ها بالای چرخ

همچو بالای زمین این طارم پراختر است

۱۴

چون در خلوت سرا بر روی خاصان کرده باز

از سران صد حلقه اش چون حلقه بیرون در است

۱۵

چون بود در سایه دیوار او جا یافته

گر نهد در قصر خود پای از قصور قیصر است

۱۶

ملک ازو شد دلبر زیبا و این فیروزه طاق

پیش این ایوان مقوس ابروی آن دلبر است

۱۷

شب سراید زهره بهر پاسبانانش سرود

گوییا بر گوشه بامش یکی خنیاگر است

۱۸

از در دهلیز جاه او که باب دولت است

قیمت هر تخته ای تخت هزار اسکندر است

۱۹

آفتاب و چرخ را با او همی کردم قیاس

در محیط همت او این صدف آن گوهر است

۲۰

عرصه هیجا که باشد پردلان را روضه ای

کش سپر گل غنچه ها پیکان و سوسن خنجر است

۲۱

هر که آنجا ز ابر تیغ افشانده باران ضرر

رسته از خون اعادی لاله های احمر است

۲۲

مدحت جاه و جلالش را چه حاجت نظم من

حسن مادرزاد مستغنی ز زیب و زیور است

۲۳

تا فلک کرده ز خورشید آتش از انجم سپند

گرد این قصر جهان آرا چو گردان مجمر است

۲۴

باده دور از چشم بد در وی گرفته جام عیش

آن که همچون جم هزارش جرعه نوش ساغر است

۲۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـر۲۵ از ۲۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. رااست
  3. اوستاست
  4. کرداست
  5. هیچاست
  6. کرداست
  7. بامداداست
  8. اواست
  9. اواست
  10. ضریراست
  11. فسحتشاست
  12. جاهاست
  13. حسیناست
  14. چرخاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید (۲۲ شعر) قرار دارد.