منزلی خوش خانه ای دلکش مقامی دلگشاست
ساقی گلچهره کو و مطرب خوشگو کجاست
۱تا دهد آن با خیال لعل جانان جام می
تا کند این بر سرود بزم شاه آهنگ راست
۲خسرو و غازی معز ملک و دین سلطان حسین
آن که پیش طلعتش خورشید را قدر سهاست
۳روشن است اسرار گیتی بر ضمیر او بلی
ساغر می بر کفش آیینه گیتی نماست
۴ساقی بزم وی آمد آسمان کز آفتاب
ایستاده جام زر بر دست پیش او دوتاست
۵از سوال سایلش هر لحظه ذوقی دیگر است
بزم جودش را مغنی آری آواز گداست
۶از قدوم اوست کین فرخ نشیمن روز و شب
بر مثال کعبه گشته قبله اهل صفاست
۷حبذا بیتی تمام ارکان که هر کامد درون
غیر آب حوض او بیرون شدن دیگر نخواست
۸آب کز فواره حوضش جهد هرکس که دید
گفت شاخی از بلورتر ز لوح سیم خاست
۹این همه نقش عجب بر سقف و دیوارش پدید
وصف صورتخانه چین بعد ازین کردن خطاست
۱۰هرکه در صف نعالش پا نهاد از بس علو
ماه نو بر آسمان چو نعل کفشش زیر پاست
۱۱چون صریر فتح ابوابش همی آید بگوش
زایران را خیر مقدم سایلان را مرحباست
۱۲سایه یزدان در او تا زد قدم هر بامداد
مهر گردون بر حریم آستانش چهره ساست
۱۳دیده چرخ این دولت از وی بر درش زان تا سحر
دوخته صد دیده هر شب بر امید توتیاست
۱۴جامی از حد رفت اطناب سخن بگل طناب
خیمه نطق آوری را زانکه هنگام دعاست
۱۵تا ز زرین دایره جرم منیر آفتاب
شمسه ایوان نیلی گنبد عالی بناست
۱۶باد باقی شاه و ارکان جلال و جاه او
خاصه آن کین منزل از تدبیر او عشرت سراست
۱۷مستجاب است این دعا دانم که از آفات دهر
سایه اقبالشان درماندگان را ملتجاست
۱۸نیست تنها بهر ایشان این دعای مستجاب
التماس رحمتی بهر همه خلق خداست
۱۹