قصاید

شمارهٔ ۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
قصاید
قالب
قصیده
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

منم که تاج سر چرخ خاک پای من است

چو ذره رقص کنان مهر در هوای من است

۱

قطار روز و شب افتاده سایه و نوری

ز اوج کنگره کاخ کبریای من است

۲

به آفتاب کجا سر درآورم که چو او

هزار خشت زر افتاده در فضای من است

۳

ز ماه کاسه به کف هر شب از شهاب عصا

فلک طواف کنان گرد در گدای من است

۴

نه شب به ماه بود حاجت و نه روز به مهر

چنین که روی زمین روشن از ضیای من است

۵

ز یمن بزم شه و ساقیان حور نژاد

حریم روضه رضوان حرمسرای من است

۶

کند نزول ز من هر زمان به جای دگر

چه لطف ها که ز هر منزلش به جای من است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: من استقافیه: ـای۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«من است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. نوریاست
  3. اواست
  4. عصااست
  5. مهراست
  6. نژاداست
  7. دگراست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید (۲۲ شعر) قرار دارد.