جفای تو که بسی خوشتر از وفای من است
همه عنایت و لطف است چون به جای من است
۱وفا که با همه کس می کنی نمی خواهم
من و جفای تو کان خاصه از برای من است
۲چو قدر دولت وصل تو را ندانستم
به داغ هجر که می سوزیم سزای من است
۳گهی که تیغ زنی دست ده که بوسه زنم
که دستبوس تو آن لحظه خون بهای من است
۴خوش آنکه رحم کنان با رقیب می گفتی
مرانش از سر این کو که مبتلای من است
۵مرا به مهر تو تا هست روی سایه صفت
رقیب رو سیه افتاده در قفای من است
۶مگو که شینه بیگانگان ست جامی را
که عمرهاست سگ کویت آشنای من است
۷