غزلیات

شمارهٔ ۱۵۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

معاشران چو می لعل در پیاله کنند

ز جم حکایت حال هزارساله کنند

۱

وگر زبان بگشاید به عیب بی خردی

نکرده نطق به روح جمش حواله کنند

۲

کسی به خوان نوال فلک نیارد دست

که نی به عاقبتش ز هر در نواله کنند

۳

جمال دختر رز را نگر که حیف بود

گرش نه حاصل کونین در قباله کنند

۴

بهار عیش چو در دی فتد خوش آن که در او

ز روی یار گل از جام باده لاله کنند

۵

به ژاله نسبت دندانت ار کنم چه عجب

بر آبگینه دلها چو کار ژاله کنند

۶

تنم که رگ رگ او نالد از غمت چنگیست

که تارهایش از آسیب زخمه ناله کنند

۷

بهشت را که خریدند بی تو ساده دلان

نما جمال که آن بیع را اقاله کنند

۸

چو شرح گفته جامی دهند نکته وران

به حل هر ورق املای صد رساله کنند

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کنندقافیه: ـاله۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کنندکنند
  2. خردیکنند
  3. دستکنند
  4. بودکنند
  5. اوکنند
  6. عجبکنند
  7. چنگیستکنند
  8. دلانکنند
  9. ورانکنند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.