غزلیات

شمارهٔ ۱۵۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به طرف باغ عجب دلکش است سایه بید

که لمعه لمعه درخشد ازان میان خورشید

۱

زنند چشمکت آن لمعه ها ز جنبش باد

که خیز دیده عبرت گشا به لاله و خید

۲

به لاله بین که چه سان داغ بر جگر دارد

که نیست ساغر عشرت به دست او جاوید

۳

به خید بین که فکنده پلاس ماتم خویش

که خواهدش به خزان طی شدن بساط امید

۴

ز تاج نرگس و تخت گلم به یاد آمد

زوال افسر پرویز و مسند جمشید

۵

نوای مرغ خزان دیده چیست موسم گل

دهد به وصل پس از محنت فراق نوید

۶

کنید یاد ز جاوید فرقتی که مراست

خدای را چو نوای نوید او شنوید

۷

خوش است صورت و معنی به وفق یکدیگر

چو نامه تو سیه شد چه سود جامه سفید

۸

صریر کلک تو جامی اگر به چرخ رسد

ز رشک مزمر خود بر زمین زند ناهید

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـید۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بیدخورشید
  2. بادخید
  3. داردجاوید
  4. خویشامید
  5. آمدجمشید
  6. گلنوید
  7. مراستشنوید
  8. یکدیگرسفید
  9. رسدناهید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.