غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چه لطف بود که شیرین شمایل من کرد

که شب نزول کرامت به منزل من کرد

۱

دعای اهل صفا کرده حرز بازوی خویش

نشست و ساعد سیمین حمایل من کرد

۲

نهاد بر دل من دست و راحت از هر سو

ز دستیاری او روی با دل من کرد

۳

هزارمشکلم از درد عشق در دل بود

به یک دو نکته لبش حل مشکل من کرد

۴

چو شمع محفل من شد رخش چو پروانه

همای سدره نشین طوف محفل من کرد

۵

مرا به رندی و مستی که طعنه زد زاهد

نه طعنه بود که شرح فضایل من کرد

۶

شدم قتیل چو جامی و بهره مند مباد

ز عمر هر که نه تحسین قاتل من کرد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: من کردقافیه: ـل۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. کردکرد
  2. خویشکرد
  3. سوکرد
  4. بودکرد
  5. پروانهکرد
  6. زاهدکرد
  7. مبادکرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.