غزلیات

شمارهٔ ۲۷۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز سبزه گرد لب جوی خط تازه دمید

به تازگی خط آیندگان باغ رسید

۱

کشید سبزه به زنگار خورده سوزن خویش

به هر دلی که ز دی خارهای غصه خلید

۲

ز بس که فیض عطا ریخت بر چمن باران

ز بار منت او گردن بنفشه خمید

۳

چراست گرد لب غنچه گشته غرقه به خون

اگر نه صبح به دندان شبنمش نگزید

۴

ز لاله شد همه صحرا پر از پیاله لعل

خوشا کسی که می عیش ازان پیاله کشید

۵

چو سنگ حادثه بسیار شد ز ژاله به باغ

گل از توهم آن در شکاف غنچه خزید

۶

چو خون گشاد ز رگ ارغوان به نشتر برق

هزار قطره برون آمد و یکی نچکید

۷

ز نوک خامه جامی هزار گل بشکفت

به سوی او چو نسیم قبول شاه وزید

۸

کسی که نکته رنگین ز دفترش ننوشت

گلی ز باغ معانی به دست خویش نچید

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـید۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دمیدرسید
  2. خویشخلید
  3. بارانخمید
  4. خوننگزید
  5. لعلکشید
  6. باغخزید
  7. برقنچکید
  8. بشکفتوزید
  9. ننوشتنچید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.