باز صبح طرب از مطلع امید دمید
نفحات ظفر از گلشن اقبال وزید
۱نامه بسته سرآمد ز مراد دل من
حاصل نامه مرادی که دلم می طلبید
۲فتح ناکرده چو نافه سر آن نامه هنوز
به مشام دل و جان رایحه فتح رسید
۳هر که را بود پر از گوهر اخلاص درون
چون صدف شد همه تن گوش چو آن مژده شنید
۴لله الحمد که آن نقش که خاطر می خواست
آمد آخر ز پس پرده تقدیر پدید
۵خار هر کید که بدخواه به راه تو نهاد
خنجری گشت که جز در جگر او نخلید
۶دمبدم جامی از اخلاص کند همره باد
سوی تو فاتحه فاتح ابوباب مزید
۷