ای شده روی زمین زیر زمینم بی تو
روی بنما که عجب بی دل و دینم بی تو
۱نه تو را رحم که یکجا بنشینی با من
نه مرا صبر که یکدم بنشینم بی تو
۲چون روم طوف کنان روز فراقت به چمن
جز گل حسرت و اندوه نچینم بی تو
۳بر سر راه تو بیمار فتم بو که ز دور
بینی از گوشه چشمی که چنینم بی تو
۴از درت دور به بتخانه چین رو چه نهم
نقش دیوار بود صورت چینم بی تو
۵زودتر وعده دیدار وفاکن که مباد
غارت مرگ درآید ز کمینم بی تو
۶گفته ای چند به دیوار کند جامی روی
نکنم روی به دیوار چه بینم بی تو
۷