غزلیات

شمارهٔ ۲۵۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

لله الحمد آن جان و جهان آمد باز

شادمانی به دل آرام به جان آمد باز

۱

گرچه از صحبت ما جنگ کنان کرد کنار

شیوه صلح گرفته به میان آمد باز

۲

جان شیرین به تن مرده چه سان باز آید

سوی عشاق جگرخسته چنان آمد باز

۳

سوی ما کز غم او مرغ خزانی بودیم

همچو گل جلوه کنان خنده زنان آمد باز

۴

بست بر اهل غرض راه سخن شکر خدا

کآشکار از بر ما رفت و نهان آمد باز

۵

بس مسافر که ازان کوی ره کعبه گرفت

کعبه را دید و به آن کوی روان آمد باز

۶

گفت در هند حسن گفته جامی چو شنید

کز عدم خسرو شیرین سخنان آمد باز

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: آمد بازقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«آمد باز» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. بازباز
  2. کنارباز
  3. آیدباز
  4. بودیمباز
  5. خداباز
  6. گرفتباز
  7. شنیدباز

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.