از شوق تو شوریست عجب در سرم امروز
داده ست غمت بیخودی دیگرم امروز
۱نزدیک رسیده ست که از جذبه عشقت
این خرقه سالوس ز هم بردرم امروز
۲می سوزدم از آرزوی دیدن تو جان
بنشین که زمانی به رخت بنگرم امروز
۳سودایی زلف توام آن گونه که از وی
یک موی به ملک دو جهان می خرم امروز
۴سر تا به قدم غرقه شدم در غم و دردت
سیلاب بلا خاست ز بام ودرم امروز
۵در راه تو جز هستی من نیست حجابی
بگذر به سرم کز سر خود بگذرم امروز
۶دل دفتر عشق است نفور از رقم عقل
جامی بتراش این رقم از دفترم امروز
۷