غزلیات

شمارهٔ ۲۴۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا ز آتش تب شمع رخت تاب گرفته ست

بس شعله کزان در دل احباب گرفته ست

۱

بیمار تو شد دل ز لبت چاشنیی بخش

کش آرزوی شربت عناب گرفته ست

۲

در دیده دگر خواب خیال است که بینم

زینسان که خیال تو ره خواب گرفته ست

۳

هر سجده که در عمر خود آرد همه سهو است

آن کس که جز ابروی تو محراب گرفته ست

۴

گو شمع به کنجی بنشین کز رخت امشب

کاشانه ما را همه مهتاب گرفته ست

۵

هر جا ز لطافت سخنی رفت دهانت

بس نکته که بر غنچه سیراب گرفته ست

۶

جامی که همه جام می ناب گرفتی

تا دیده رخت ترک می ناب گرفته ست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گرفته ستقافیه: ـاب۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. ستست
  2. بخشست
  3. بینمست
  4. استست
  5. امشبست
  6. دهانتست
  7. گرفتیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.