غزلیات

شمارهٔ ۲۴۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شب یاد رخت در دل ویران شده ره داشت

ویرانه ما روشنی از پرتو مه داشت

۱

دل داشت در آن زلف سیه خانه ازین پیش

آن بخت کجا شد که دل خانه سیه داشت

۲

سیل مژه بربود مرا همچو خس از جای

خود را نتوانم دگر از گریه نگه داشت

۳

دی جلوه کنان می شدی اندر صف خوبان

با حشمت و جاهی که نه سلطان نه سپه داشت

۴

طرفِ کله از ناز شکستی و جهانی

از هر طرفی چشم بر آن طرف کله داشت

۵

افتاد مرا با تو همان قصه که مردم

گویند فلان گلخنی اندیشه شه داشت

۶

جامی که به شمشیر ستم ریختیش خون

جز دعوی عشق تو ندانم چه گنه داشت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: داشتقافیه: ـه۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. داشتداشت
  2. پیشداشت
  3. جایداشت
  4. خوبانداشت
  5. جهانیداشت
  6. مردمداشت
  7. خونداشت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.