غزلیات

شمارهٔ ۲۶۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

صوفی از زنگ سوی آیینه دل بتراش

چهره حال خود از ناخن فکرت بخراش

۱

غایبان را نبود بهره ای از نفخه قرب

هر زمان نفخه دیگر گذرد حاضر باش

۲

روی در عشق کن واز دو جهان یکتا شو

زانکه سد ره تو فکر معاد است و معاش

۳

پرده چشم شهودت ز رخ شاهد عشق

نیست جز هستی تو کاش نمی بودی کاش

۴

شاید آن طایر اقبال شکار تو شود

دام تجرید بنه دانه اخلاص بپاش

۵

ژنده فقر مده اطلس شاهی مستان

که نیرزد به جوی پیش من این جنس قماش

۶

جامی از رنگ سخن سر سخنگو دانند

لب فروبند مبادا که شود سر تو فاش

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاش۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بتراشبخراش
  2. قربباش
  3. شومعاش
  4. عشقکاش
  5. شودبپاش
  6. مستانقماش
  7. دانندفاش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.