ای ترک نازنین بشکن گوشه کلاه
آشوب جان شاه شو و فتنه سپاه
۱دریوزه جمال کنان از تو روز و شب
گردند گرد خانه تو آفتاب و ماه
۲تیغت کشیده صد الف و زخم تیر تو
هرجا چو دو رهی به درون کرده است راه
۳لوحیست گوییا تن من کز غمت بر او
سر تا به پانوشته شده ست آه آه آه
۴خواهم ز ضعف تن شوم از دیده ها نهان
از بس که کاهشم دهد این عشق کوه کاه
۵تا در ره سپاه تو پنهان بایستم
ایمن ز چاوشان به جمالت کنم نگاه
۶تا شد به دور لعل تو معمور میکده
جامی نه میل مدرسه دارد نه خانقاه
۷