غزلیات

شمارهٔ ۲۷۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

آفتابی تو و اعیان وجودت مطلع

پیش عارف لقبت واجب ممکن برقع

۱

عاشقان کز تو به خورشید رخان خرسندند

قنعوا منک بادنی لمعات تلمع

۲

عشق ورزان که نه در عشق تو جان باخته اند

ضیعوا انفع ماکان بما لاینفع

۳

چون نهم پای طلب در روش عشق که هست

کوته از دامن ادراک تواش دست طمع

۴

نام من عشق تو در دفتر اوباش نوشت

وقت آن شد که کنم طی ورق زهد و ورع

۵

اصل هر خوشه و خرمن که بود یک دانه ست

که دمیده ست ازان دانه اصل این مزرع

۶

جامی احسنت کز اشعار بدیع اسلوبت

هست در عالم وحدت دری از هر مصرع

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـع۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. مطلعبرقع
  2. خرسندندتلمع
  3. اندلاینفع
  4. هستطمع
  5. نوشتورع
  6. ستمزرع
  7. اسلوبتمصرع

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.