غزلیات

شمارهٔ ۲۸۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

آن تهیدست چه خوش گفت می لعل به کف

که خوش آن کس که به می حاصل خود کرد تلف

۱

صرف کن در ره می هرچه به دست راست تو را

که نوای طرب از دست تهی دارد دف

۲

صف کشیدند به میخانه همه خم شکنان

صفدری کو که به همت بدراند این صف

۳

زخم پیکان تو را بر دگری نپسندم

هرکجا تیر زنی سینه من باد هدف

۴

شرف آدمی از عشق بود هرکه نشد

عاشق او را نبود بر دگران هیچ شرف

۵

جامی از شعر مکن بس که دهد آخر کار

زاده طبع تو خاصیت فرزند خلف

۶

تربیت گرچه در اول ز صدف یافت گهر

جز طفیل گهر اخر که برد نام صدف

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـف۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. کفتلف
  2. رادف
  3. شکنانصف
  4. نپسندمهدف
  5. نشدشرف
  6. کارخلف
  7. گهرصدف

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.