غزلیات

شمارهٔ ۲۹۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

می زند راه دلم شکل سهی بالایی

که نمی بینمش از سروقدان همتایی

۱

همچو گل ظاهرش از صفحه عارض لطفی

همچو مه لایحش از لوح جبین سیمایی

۲

در صف تنگ قبایان و تنک پیرهنان

دیده حاسد ازو دور عجب رعنایی

۳

همه پروانه شمع رخ اویند ولی

نیست از نخوت خوبی به کسش پروایی

۴

خلوت من شود از پرتو رویش روشن

گر مددگار شود همت روشن رایی

۵

زآستانش به سفر پای من از جا نرود

نیست در شهر چو من عاشق پابرجایی

۶

جامی از مس وجود تو چه حاصل چو بر آن

کیمیایی نکند تربیت دانایی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـایی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بالاییهمتایی
  2. لطفیسیمایی
  3. پیرهنانرعنایی
  4. ولیپروایی
  5. روشنرایی
  6. نرودپابرجایی
  7. آندانایی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.