غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای که افسانه این دیدهٔ تر می‌پرسی

حال این غرقه به خوناب جگر می‌پرسی

۱

نیست بر مردم روشن بصر این پوشیده

پرس ازین جان و دل سوخته گر می‌پرسی

۲

دیده بر طلعت خوبان نگشایی زنهار

ای که از فتنه ارباب نظر می‌پرسی

۳

عیب در مذهب ما زهد و هنر عشق بود

گفتم اینک اگر از عیب و هنر می‌پرسی

۴

از پی شرب شبانه منم و جام صبوح

چندم از شغل شب و ورد سحر می‌پرسی

۵

جامیا چند درین چارسوی کون و فساد

می‌نشینی و ز آفاق خبر می‌پرسی

۶

زآنچه ناچار تو با بی‌خبری ساخته‌ای

وز چپ و راست خبرهای دگر می‌پرسی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌پرسیقافیه: ـر۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. می‌پرسیمی‌پرسی
  2. پوشیدهمی‌پرسی
  3. زنهارمی‌پرسی
  4. بودمی‌پرسی
  5. صبوحمی‌پرسی
  6. فسادمی‌پرسی
  7. ساخته‌ایمی‌پرسی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.