چند سوال ای پسر که چیست تصوف
تصفیه کن خاطر از غبار تکلف
۱دور نه از هر چه نیست پای تمنا
بازکش از هر چه هست دست تصوف
۲طعنه پاکان مزن که روی خود آلود
هرکه فکنداز زمین به روی فلک تف
۳نور محقق فروگرفت جهان را
شمع مقلد فرونشست به یک پف
۴هرکه درین جلوه گاه گردد وبینی
سوزدش آخر جگر به داغ تأسف
۵دیده و دیدار فی الحقیقة یکی بود
چشم زلیخا چو دید طلعت یوسف
۶مهبط عرفان نگشته جان تو جامی
درس عوارف چه سود و بحث تعرف
۷