غزلیاتشمارهٔ ۱۰۷ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریرخنه ز غم در دل خراب درآمدبر مژه زان رخنه خون ناب درآمد۱چهره چه مالم به خاک در نظر آن روخاست تیمم گهی که آب درآمد۲باد بریده زبان من که ز نالهنرگس بیمار او ز خواب درآمد۳صلح کنان رفت تا چه قصه رقیبشگفت که باز از در عقاب درآمد۴برد ز دل روی او خیال خطش راسایه برون شد چو آفتاب درآمد۵برد حسد بر رکاب حلقه چشممترک مرا پا چو در رکاب درآمد۶آب خضر جوی گشت جامی ازان لبتشنه پی آب در سراب درآمد۷