غزلیاتشمارهٔ ۱۰۶ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویرییار به کف ساغر شراب درآمدمست به قتل من خراب درآمد۱خاصیت می نگر که از نظر منماه برون رفت و آفتاب درآمد۲جلوه گل را چو دید با همه مرغانبلبل بیدل به اضطراب درآمد۳دل ز رخش دور میل چشمه خور کردز آرزوی آب در سراب درآمد۴تیغ دگر زد به چاک سینه ریشمباز درین جوی رفته آب درآمد۵یاد من آمد سرود ناله چو دردیدر دلم از نغمه رباب درآمد۶دید چو جامی بلندپایه خسروبیهده در معرض جواب درآمد۷