غزلیات

شمارهٔ ۸۴۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

حلقه زلفش گشاد باد سحرگاه

اشرق شمس الضحی بنور محیاه

۱

چند گریبان درم ز شوق جمالش

برفکن ای باد صبح دامن خرگاه

۲

وصف سهی سرو ما بلند مقامی ست

کی رسد آنجا کسی به همت کوتاه

۳

راز دل خم به پیش جام دهان باز

گفت صراحی ازان فتاد در افواه

۴

در دل تنگم نشین اگر چه ندارد

کلبه درویش تاب کوکبه شاه

۵

آه دلم هست بی تو شعله جانسوز

آه که صد بار سوخت جان من از آه

۶

جامی بی صبر و دل سگان درت را

همدم دیرینه است و یار هواخواه

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاه۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. سحرگاهمحیاه
  2. جمالشخرگاه
  3. ستکوتاه
  4. بازافواه
  5. نداردشاه
  6. جانسوزآه
  7. راهواخواه

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.