ماه معین چیست خاک پای محمد
حبل متین ربقه ولای محمد
۱خلقت عالم برای نفع بشر شد
خلقت نوع بشر برای محمد
۲سوده همه قدسیان جبین ارادت
بر ته نعلین عرش سای محمد
۳عروه وثقی بس است دین و دول را
ریشه ای از گوشه ردای محمد
۴جان گرامی دریغ نیست ز عشقش
جان من و صد چو من فدای محمد
۵جای محمد درون خلوت جان است
نیست مرا دیگری به جای محمد
۶حد ثنایش به جز خدا که شناسد
من که و اندیشه ثنای محمد
۷لیس کلامی یفی بنعت کماله
صل الهی علی النبی و آله
۸نور بقا آمد آفتاب محمد
پرده آن نور خاک و آب محمد
۹بست نقابی ز آب و خاک وگرنه
رتبه امکان نداشت تاب محمد
۱۰چشم خدابین به جز خدای نبیند
چون ز میان برفتد نقاب محمد
۱۱افسر کونین گشت کاف لعمرک
از شرف دولت خطاب محمد
۱۲چون شب اسری کشید سرمه مازاغ
نقش سوی کی شود حجاب محمد
۱۳دولت فردا به هیچ باب نیابد
هر که شد امروز رد باب محمد
۱۴هر چه بود درج در صحیفه هستی
منتخبی باشد از کتاب محمد
۱۵لیس کلامی یفی بنعت کماله
صل الهی علی النبی و آله
۱۶گر نبود پرده صفات محمد
خلق بسوزد ز نور ذات محمد
۱۷شاه مخوانش که کجروی ست چو فرزین
هر که درین عرصه نیست مات محمد
۱۸ساخته چون زر ناب ناسره مس را
پرتو اکسیر التفات محمد
۱۹مستی او از شراب ساقی باقی
مستی باقی ز باقیات محمد
۲۰سایه نهان شد چو آفتاب حقیقت
تافت عیان از همه جهات محمد
۲۱در صف هیجا به وقت صولت اعدا
کوه خجل مانده از ثبات محمد
۲۲من که زنم در سخنوری دم اعجاز
عاجزم از شرح معجزات محمد
۲۳لیس کلامی یفی بنعت کماله
صل الهی علی النبی و آله
۲۴چرخ که خم شد پی سجود محمد
هست حبابی ز بحر جود محمد
۲۵مطرب دستانسرای بزم صفا را
نیست سرودی به از درود محمد
۲۶پایه قدر مقربان ملایک
با همه رفعت بود فرود محمد
۲۷جز لمعات جمال اقدم اقدس
نامده در دیده شهود محمد
۲۸بولهب آسا ز آتش تب تبت
سوخته بادا تن حسود محمد
۲۹شیوه صدیقیان وفا و محبت
عادت بوجهلیان جحود محمد
۳۰بهر سقوط درک هبوط مخالف
فوق سعود فلک صعود محمد
۳۱لیس کلامی یفی بنعث کماله
صل الهی علی النبی و آله
۳۲حق شب اسری چو داد بار محمد
از همه بالا گرفت کار محمد
۳۳گوهر اسرار ذات و مخزن اسما
کرد در آن تیره شب نثار محمد
۳۴خواجگی کاینات داد خدایش
لیک به فقر آمد افتخار محمد
۳۵بعد حق آن دم که کس نبود به صورت
غیر ابوبکر یار غار محمد
۳۶شد دو سه تاری که عنکبوت تنیدش
بر در آن غار پرده دار محمد
۳۷گر پی ارباب شوق باد بهاری
خار و خسی آرد از دیار محمد
۳۸همچو مژه بر دو دیده تا دم محشر
جام کنم آن را به یادگار محمد
۳۹لیس کلامی یفی بنعت کماله
صل الهی علی النبی و آله
۴۰ای شده طافح ز فیض کاس محمد
ز آدم و عالم مکن قیاس محمد
۴۱وحدت مستور در مطاوی کثرت
بار دگر سر زد از لباس محمد
۴۲یک سر مو از حقش جدا نشناسد
هر که شد امروز حق شناس محمد
۴۳تا به قیامت مصون بود ز تزلزل
دین قویم قوی اساس محمد
۴۴جیش عدو گشته با وفور جلادت
منهزم از هیبت هراس محمد
۴۵حفظ حق اندر لباس نسج عناکب
داشته از بأس خصم پاس محمد
۴۶هر چه کند التماس در حق امت
حق نکند رد التماس محمد
۴۷لیس کلامی یفی بنعت کماله
صل الهی علی النبی و آله
۴۸ماه بود عکسی از جمال محمد
مشک شمیمی ز زلف و خال محمد
۴۹در چمن «فاستقم » قدم ننهاده
سرو روانی به اعتدال محمد
۵۰حرف شناسان نقش کلک قدم را
صد مدد آمد ز میم و دال محمد
۵۱یافت چو روی بتان ز خال معنبر
دین هدی زینت از بلال محمد
۵۲چند نشینی درین سراچه ظلمت
محتجب از نیر کمال محمد
۵۳روزنه بگشا که تافت بر همه عالم
پرتو خورشید بی زوال محمد
۵۴دست به دامان آل زن که نباشد
جز به محمد مآل آل محمد
۵۵لیس کلامی یفی بنعت کماله
صل الهی علی النبی و آله
۵۶حرز امان چیست نعت و نام محمد
صل علی سید الانام محمد
۵۷بهره نیابی ز ذوق مشرب مستان
تا نچشی جرعه ای ز جام محمد
۵۸چرخ برین با همه مدارج رفعت
هست کمین پایه از مقام محمد
۵۹پیک نسیم شمال ای شده محرم
در حرم جاه و احترام محمد
۶۰بهر خدا چون به عز عرض رسانی
از قبل بیدلان سلام محمد
۶۱شرح کنی افتقار و عجز رهی را
با کرم خاص و لطف عام محمد
۶۲بو که درآیم بدین وسیله دولت
در کنف ظل اهتمام دولت
۶۳لیس کلامی یفی بنعت کماله
صل الهی علی النبی و آله
۶۴مهبط وحی خداست جان محمد
کاشف سر هدی بیان محمد
۶۵شاه نشانان بارگاه جلالند
خاک نشینان آستان محمد
۶۶گشته نشانمند هر نبی به نشانی
محو نشانها بود نشان محمد
۶۷هست به مهمانسرای نعمت هستی
عالم و آدم طفیل خوان محمد
۶۸با همه اشجار چیست روضه جنت
چند نهالی ز بوستان محمد
۶۹گر به مراحل ز عرش دارمش اعلی
نیست غلو در علو شان محمد
۷۰شد صدف گوش هوش عارف و عامی
پر گهر از لعل درفشان محمد
۷۱لیس کلامی یفی بنعت کماله
صل الهی علی النبی و آله
۷۲صبح هدی تافت از جبین محمد
عرصه دنیا گرفت دین محمد
۷۳گشت به فحوای «ما رمیت » هویدا
سر یدالله ز آستین محمد
۷۴از پس و از پیش هر چه بوده و باشد
دیده عیان چشم تیزبین محمد
۷۵طوق نه گردن سران جهان است
حلقه گیسوی عنبرین محمد
۷۶نقد همه کاینات آمده قاصر
از ثمن گوهر ثمین محمد
۷۷تخت نشانان تاج بخش کشیده
باج گدایان ره نشین محمد
۷۸غیر جهان آفرین کسی نشناسد
در دو جهان حد آفرین محمد
۷۹لیس کلامی یفی بنعت کماله
صل الهی علی النبی و آله
۸۰هر که نه رو آورد به راه محمد
کی بودش راه در پناه محمد
۸۱هست برون از دو کون اگر چه به ظاهر
خاک مدینه است تکیه گاه محمد
۸۲داد ز خیل مسومین مددش حق
ضعف چو شد لاحق سپاه محمد
۸۳کوکبه حسن آفتاب شکسته ست
شعشعه طلعت چو ماه محمد
۸۴چون گه دعوت زبان گشاده به دعوی
بوده حجر تا شجر گواه محمد
۸۵با گنه همچو کوه چشم شفاعت
باشدم از عفو کوه کاه محمد
۸۶خرمن شور و شر تمام بشر را
نیم شرر بس ز برق آه محمد
۸۷لیس کلامی یفی بنعت کماله
صل الهی علی النبی و آله
۸۸مطلع صبح صفاست روی محمد
منبع احسان و لطف خوی محمد
۸۹سلسله کاینات را سببی نیست
جز شکن زلف مشکبوی محمد
۹۰باد صبا ای رسول یثرب و بطحا
خیز و قدم نه به جست و جوی محمد
۹۱بر رخم از خون دل دو رود روان بین
تحفه رسان این درود سوی محمد
۹۲چشم رمد دیده بر ره است کرم کن
کحل جلایی ز خاک کوی محمد
۹۳مرهم راحت جراحت دگران را
جان من و داغ آرزوی محمد
۹۴دولت جامی بس اینکه می گذراند
عمر گرامی به گفت و گوی محمد
۹۵لیس کلامی یفی بنعت کماله
صل الهی علی النبی و آله
۹۶