غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

گهی که از درم آن ترک شوخ شنگ درآید

کمند دولتم از زلف او به چنگ درآید

۱

اگر نه طعنه بیرونیان کند به دلش جا

چرا به صلح چو بیرون رود به جنگ درآید

۲

فتادم از دل سختش بلا رسید ز هر سو

مباد خسته دلی را که پا به سنگ درآید

۳

خدنگ او به کمان جفت و من ستاده که تا کی

به سینه راحتم از زخم آن خدنگ درآید

۴

به گبر پیشه بتی این دل رمیده فتاده

چو آهویی که به سرپنجه پلنگ درآید

۵

شکر ز خجلت لبهاش با هزار شکنجه

ز نیشکر چو نهد پا برون به تنگ درآید

۶

ز نام و ننگ برآید به عشق جامی ازان به

که در شمار اسیران نام و ننگ درآید

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: درآیدقافیه: ـنگ۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. درآیددرآید
  2. جادرآید
  3. سودرآید
  4. کیدرآید
  5. فتادهدرآید
  6. شکنجهدرآید
  7. بهدرآید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.