جبین نظم حسن رخت راست مطلع
دو ابرو ز مطلع فروتر دو مصرع
۱چنان می درخشد زبرقع جمالت
که شد رشته نور هر تار برقع
۲فتد بخیه بر رو چو از پرده پوشی
نزد شیخ ما وصله ای بر مرقع
۳غمت در دلم تخم عیش ابد شد
بلی این سراآن سرا راست مزرع
۴به میخانه گر قالبم خشت گردد
روم بر سر خم نشینم مربع
۵چو جمعیت آباد دلهاست زلفت
به هر حلقه جمعی نگر کرده مجمع
۶به زلف تو قطع سخن کرد جامی
کم افتد غزل را بدین لطف مقطع
۷