غزلیات

شمارهٔ ۳۲۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

ز خاکم چو خونین گیایی برآید

ز هر شاخ برگ وفایی برآید

۱

چو آتش مشو تند و سرکش مبادا

که دود از دل مبتلایی برآید

۲

به بوی تو از جا جهم مست و بی خود

ز هر سو که آواز پایی برآید

۳

نکو گوش کن کان منم گرد کویت

چون شبها فغان گدایی برآید

۴

دوم پیش چون اشک و حال تو پرسم

ز کوی تو چون آشنایی برآید

۵

طبیبا یکی دفتر خویش بگشا

بود درد ما را دوایی برآید

۶

بسی باید از دیده خون ریخت جامی

که کام دل از دلربایی برآید

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: برآیدقافیه: ـایی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. برآیدبرآید
  2. مبادابرآید
  3. خودبرآید
  4. کویتبرآید
  5. پرسمبرآید
  6. بگشابرآید
  7. جامیبرآید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.